در ايران معمولاٌ نام کارل ارف با اثر جاودانه اش کارمينا بورانا همزمان به ياد آورده مي‌شود.خصوصاٌ مقدمه‌ي آن يعني پرولوگ Fortuna که به گوش هم وطنان‌مان بسيار آشنا است. آن چه قدر و منزلت اين موسيقي‌دان را دو چندان مي کند ابداع شيوه اي براي آموزش موسيقي به کودکان است که امروز به نام روش ارف معروف است.
کارل ارف Carl Orff در 10 جولاي 1895 در مونيخ به دنيا آمد . در آکادمي مونيخ به تحصيل پرداخت و سپس در سال 1924 به همراه Dorothee Günther مدرسه اي براي ژيمناستيک، موسيقي و رقص تاسيس کرد و اين عاملي شد تا وي به ابداع شيوه خود براي آموزش خردسالان اقدام کند. در اين روش او با استفاده از خواندن و آلات ضربي ساده به آموزش موسيقي با شيوه‌اي ساده و قابل قبول براي كودكان پرداخت . وي سرانجام درسال 1982 پس از سال‌ها تحقيق ، آموزش، آهنگ سازي و رهبري ارکستر جهان را با آثارش تنها گذاشت.
آن‌جه در پي مي‌آيد گفت‌ و گوي كوتاهي است با فرزاد حكيم آوا نوازنده و مربي موسيقي كودكان به روش ارف.

 آموزش موسيقي به روش ارف چه‌ بازه‌ي سني را در برمي‌گيرد؟

آموزش در موسيقي به بخش كودكان و نوجوانان و بزرگسالان تقسيم مي‌شود كه مقطع سني 4 تا 12 ساله را بخش كودك و نوجوان محسوب مي‌كنندكه مناسب آموزش به اين شيوه است.

لطفاً كمي درباره خصوصيات روش ارف توضيح دهيد.

روش آموزش موسيقي كودك براساس شيوه‌اي است كه آهنگسازي به نام «كارل ارف» ابداع كرده است. بنابراين روش كه مخصوص كودكان است و در عين حال مناسب‌ترين روش آموزش موسيقي براي كودكان و نوجوانان به شمار مي‌رود؛ كودكان با استفاده از سازهاي بسيار ساده و در عين حال با قابليت اجرايي بالا به راحتي به و خيلي زود به تكنيك‌هاي مورد نياز براي نوازندگي دست پيدا مي‌كنند. يك روش مناسب در شيوه كارل ارف بازيهاي ريتميك است. كودكان بدون هيچ‌گونه تجربه موسيقي و آشنايي با نت و ريتم با انواع ريتم آشنا شده و در آينده‌اي نزديك با دروس تئوري موسيقي ارتباط پيدا مي‌كنند. دسته‌بندي كودكان در مقاطع سني تأثيرات بسياري در روند مثبت آموزش دارد به طوري كه آنها با مقايسه و رقابت به هماهنگي و مهارت قابل توجهي مي‌رسند. هم چنين با توجه به رده سني آن‌ها انتخاب شيوه بيان و علايم مخصوص براي آموزش مباني موسيقي به آن‌ها حائز اهميت است. هنرجويان با استعداد پس از طي اين دوره مي‌توانند در گام نخست وارد هنرستان موسيقي شده و سپس موسيقي را به عنوان رشته دانشگاهي خود بر گزيدند و اين نشان دهنده مسئوليت بسيار مهم يك معلم موسيقي كودك در اتخاذ شيوه مناسب براي جذب هنرجو است.

هم‌اكنون چه مشكلاتي در زمينه آموزش موسيقي در بخش كودك و نوجوان در كشور وجود دارد؟
كم بودن متخصص و پايين بودن مقطع آگاهي خانواده‌ها از مهمترين مشكلات بخش آموزش است . مشكل اصلي در كشور ما اين است كه بسياري از مردم در زندگي روزمره از فرهنگ موسيقي دور هستند كه اين بسيار نگران كننده است. در كلاس‌هاي موسيقي كودك، هر هنرجو داراي يك فرهنگ است، بنابراين بايد مدرس موسيقي با روانشناسي كودك نيز آشنايي داشته باشد.

نقش موسيقي درماني در بهبود ساختارهاي رفتاري كودكان چگونه است؟

درباره كودكاني كه داراي مشكلاتي چون گوشه‌گيري، پرخاشگري و عدم تمركز و يا بيش‌فعالي باشند از طرف روانشاس توصيه مي‌شود كه در كلاس‌هاي گروهي موسيقي شركت كنند كه در اين صورت ابتدا خشونت‌هاي رفتاري آنها مرتفع شده و پس از آن تحت آموزش موسيقي قرار مي‌گيرند.
به طور مثال در كلاس‌هاي گروهي ابتدا از كودك مي‌خواهند با ضربه زدن به ساز سه گوش، گروه موسيقي را همراهي كند كه اين وظيفه در عين حال كه كوتاه و ساده است داراي اهميت فراوان در هماهنگي گروه است، بنابراين كافي است كه يك بار به بهانه‌اي غيرتشبيهي او را كنار بگذاريم كه در اين زمان اهميت كار اين كودك، هم براي گروه اجرايي و هم براي خودش سبب اعتماد به نفس او مي‌شود. با اين توضيح مشخص مي‌شود كه رفع مشكلات رفتاري كودكان با اهميت‌تر از آموزش تكنيك‌هاي موسيقي است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − یک =